مجتبى ملكى اصفهانى

215

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

ترك اهم متوجه او مىشود و يك ثواب نيز براى انجام مهم مىبرد ؛ ولى اگر اهم و مهم را با هم ترك كرد ، دو عقاب متوجه او خواهد بود . ولى بنا بر قول به بطلان ترتب ، اگر مكلف اهم را انجام ندهد ، يك عقاب متوجه او خواهد بود ؛ خواه مهم را انجام بدهد يا انجام ندهد . يعنى مهم نقشى ندارد و اصلا به فعليت و تنجز نمىرسد تا اينكه ثواب و عقاب برآن مترتب شود . 2 - تصور ترتّب در تزاحم بين دو حكم مختلف چيزى كه مقدمه واجب اهم باشد . مانند اينكه براى نجات غريق لازم باشد در ملك غير تصرف كند . اكنون مولا مىگويد : براى نجات غريق داخل ملك غير شو ، ولى اگر تصميم گرفتى عصيان كنى و غريق را نجات ندهى ، همان حرمت تصرف در ملك غير ثابت است . در اين مثال ، با قصد عصيان ، دو امر فعلى محقق مىشود ، يكى وجوب تصرف در ملك غير ، از باب مقدمه نجات غريق ، و يكى حرمت تصرف در ملك غير كه فى نفسه ثابت بود . ترتّب اينجا بين وجوب و حرمت است در موضوع واحد ( تصرف در ملك غير ) . در اين صورت نيز مانند صورت قبلى ، تعدد و وحدت ثواب و عقاب ، مبتنى بر قول به ترتّب و عدم ترتّب است . 3 - تصوير ترتّب در تزاحم ناشى از اختلاف دو حكم متزاحم . مثل اينكه اكرام عالمى متوقف بر اهانت به عالم ديگرى باشد و حرمت اهانت قوىتر از وجوب اكرام باشد . مولا مىگويد : اهانت به عالم حرام است و اكرام فلان عالم نيز چون مستلزم اهانت است حرام ، ولى اگر تصميم به اهانت گرفتى ، اكرام فلان عالم واجب است . در اينجا ترتّب بين وجوب و حرمت در موضوع واحد ( اكرام